بالفارسي - رسالة شباب المثقف في الداخل الى التنظیمات والتيارات وأبناء الوطن في المنفى 3و الأخير

Sunday, 01 June 2014 21:16 Written by  font size decrease font size decrease font size increase font size increase font size

 

اما علل چيست ؟ ما بايد به بررسي علل اين بحران ها بپردازيم ، چرا كه بهر حال براي غلبه بر اين بحران و رفتن به سوي يك اتحاد درست بايد كه يك ارزيابي از گذشته داشته باشيم و بيروني كنيم .

عوامل بحران چه هستند؟ :

اولین عامل :  به طور مشخص عاملی عینی می باشد، یعنی دوری اين تشكل ها از مردم است بطوريكه گويي این دو حرکت در دو سطح متفاوت از همدیگر سیر می کنند . واقعيت در  خارج بودن و در متن نبودن بخاطر اختناق و غيره هرگز نمي تواند دليلي براي اين قطع ارتباط با مردم باشد .  ارتباط با مردم هم ، معني و مفهوم خاص خود را دارد . براي يك تشكل رهبري كننده ارتباط با مردم يعني نبض و قلب مردم را در دست داشتن است . يعني اينكه در هر گوشه و كنار اين سرزمين ، در اين يا آن شهر و محله و كارگاه و روستا ، نيروي خود را دارد ،  با این حال تلاش برای پیوند با مردم به طور روزافزون وجود دارد .اما اين تلاش بدليل عملكرد ناشي از تفكرات كهنه تا هم اكنون نتوانسته جای پايي در ميان جوانان و عناصر اصليِ كار تشكيلاتي ، پيدا كند و اين عامل اساسي بحراني است كه امروز ما با آن مواجه هستيم .

دومين عامل : فقدان فرهنگ مبارزاتي و تشكيلاتي در سطح عموم است . يعني اينكه ما در كوران مبارزه جمعي و سازمان يافته كه فرهنگ انتقادي و نقد پذيري در آن امر جا افتاده اي باشد رشد نكرده ايم . و بهمين خاطر براحتي و به سادگي در مقابل هر انتقادي در وهله اول گارد مي گيريم و پس از آن براي تهاجم متقابل آماده مي شويم . اين فقدان فرهنگ مبارزاتي و تشكيلاتي باعث شده است كه در هر سطحي ، عدم پاسخگو هم باشيم . و ظرفيت لازم براي اين پاسخگويي را نداشته باشيم . در صورتيكه هر نيروي سياسي بويژه وقتي داعيه رهبري مردم را داشته باشد در هر حالت و وضعيتي بايد پاسخگوي اعمال خود باشد ، كرده ها و نكرده هايش را به مردم بطور رسمي و علني گزارش و پاسخ بدهد . دستاوردها را توضيح دهد و خطاها را افشاء و نقد كند و براي تصحيح آنها گام هاي مشخص عملي بردارد .

سومين عامل:  تلاش براي ايجاد يك تشكل واحد و فراگير در خارج كشور براي رهبري جنبش  داخل كشوربدون در نظر گرفتن جايگاه  مقاومت داخلي  و بخصوص بدون ارتباط با پیشروترين عناصري كه اكنون توي صحنه مشغول مقاومت و مبارزه هستند  مي باشد . واضح است که این سیاست ها به بن بست خواهد رسید.  زیرا واقعیت این است که سازمان ها  بدون حضور در مبارزات مردمي در صحنه داخلي  و بدون پیوند از نزدیک با نيروهاي فعال  در صحنه  مقاومت داخلي  قادر به ايجاد تشكلي فراگير كه مبارزه مردم را تا رسيدن به آزادي  و رهايي از اشغال رهبري كند ، نخواهند بود . تمامي تلاش ها و یا پروژه هائی که انجام شده چه از جانب سازمان ها و احزاب و چه از جانب“منفردین” همه به بن بست رسیده اند.  اين سياست ها نمي تواند موفق باشد چون روي بدنه جنبش سوار نيست . يعني از بالا اعمال مي شود و  اساسا كاري به  واقعيت داخل و تركيب عناصر اصلي مبارزه ندارد و بهمين دليل پا نمي گيرد و هر بار هم به شكست منجر مي گردد . و براي اينكه اين تجربه تكرار نشود بايد به اين موضوع عميق تر بپردازيم .

چهارمين عامل:  که باز هم علت آن همین دور افتادگی از جامعه است؛ مسائلی سیاسی تشکیلاتی نیست بلکه یک سري مسائل اخلاقی اجتماعی می باشد.  عدم اعتماد به همديگر ، رقابت منفي با همديگر ، تلاش براي حذف ديگري و خود را برجسته كردن باعث مي شود كه مسائل اخلاقي و اخلاق مبارزاتي در عمل فراموش شود و به ابزاري پناه ببريم كه شايسته هيچ كدام از نيروهاي مبارز مردمي نيست یعنی تهمت زدن به همديگر ، شایعه پراکنی عليه هم ،  تهديد همديگر به افشاگري و .. اين عامل كه جنگ فردي و گروهي را هميشه فعال و زنده نگه مي دارد در خوش بينانه ترين نگاه ناشي از اخلاق غير مبارزاتي است اما اين امر هم مي تواند ناشي از نفوذ دشمن در صفوف ما هم باشد . دشمن تمام تلاشش را مي كند كه ما به وحدت نرسيم. براي فعال كردن نقاط وحدت ما مانع ايجاد مي كند و بر نقاط افتراق و متضاد ما كار مي كند . بهمين دليل هر چند در سطح ، اين يك نمود ارتجاعي غير مبارزاتي است اما در نگاه عمقي ميتوان رد پاي دشمن را هم ديد .

با در نظر گرفتن وضعیت موجود و چشم اندازي كه ذكر كرديم ، راه حل هاي ساده و سريعي نمي توانيم داشته باشيم باید دوره ای از تدارکات و گام هايی برای ایجاد یک جو سالم و مناسب  برای اين كاربرداشته شود .

پيش شرط هر راه حلي يك تعهد اخلاقي است كه بايد بدان پايبند باشيم و آن توقف جنگ رواني و تبليغاتي عليه همديگر است . يعني از این پس افراد و سازمان هاي  موجود نباید علیه همدیگر سم پاشی کنند . اختلاف سياسي و فكري و غيره يك امر واقعي است ( اما اين واقعيت نبايد ما را مقابل همديگر قرار بدهد برعكس بايد فضايي را ايجاد كند كه ما مسئولانه و بخاطر منافع مردم ، همين واقعيت را پاسخ بدهيم و كارمان را رشد دهيم و به هم نزديك شويم ما تبديل آن به سلاحي عليه همديگر در خط دشمن كار كردن است كه نمي خواهد ما به وحدت دست پيدا كنيم) .  اگر کسی به کسی انتقاد دارد، واضح است که روش کار این نيست كه انتقاد را به افشاگري تبديل كند . انتقاد براي مچ گيري و توي گوشه رينگ انداختن مقابل نيست ، انتقاد براي تصحيح اشتباهات است و تبديل ضعف ها به قوت .

بهمين خاطر بسادگي ميتوان مقالات انتقادي سر هر موضوع مورد اختلاف نوشت و براي شنيدن هم آماده بود . و ما با اين كار فضاي سالمي را مي توانيم پي ريزي كنيم تا همه در خيال راحت و آسودگي مسائل خودشان را مطرح كنند و براي نقد آن هم آمادگي داشته باشند ، چون نقد يعني تصحيح و نه تخريب . در این حالت نیاز نیست  به محض این که کسی از لحاظ سیاسی و یا تشکیلاتی انتقادی نمود آن فردی که مورد انتقاد قرار گرفته دنبال راه حل هاي انتقام و تلافي كردن باشد و دشمن انتقاد كننده  شود  و به سم پاشی و شایعه پراکنی های شخصی بپردازد.  نیازی به این کارها نمی باشد . انتقاد يا درست است يا غلط و يا تركيبي از ايندو . ما در مواجه با انتقاد به فرد انتقاد كننده كاري نداريم . به موضوع انتقاد شده كارداريم و بايد داشته باشيم . اگر انتقاد درست است كه بايد خطاي خود را تصحيح دهيم و اگر انتقاد درست نيست ، نادرستي آنرا توضيح دهيم و نه نادرستي فرد انتقاد كننده .

 تجربه نشان داده است كه تخريب شخصيت براي دفاع از خود تجربه مثبتي نبوده است .  راه درست ايجاد فضايي براي نقد و انتقاد در يك محيط دوستانه است . ما مي توانيم با هم شديدترين اختلاف ها را داشته باشيم اما بجاي تهمت زدن و افترا و تهديد و شايعه پراكني عليه هم ، به انتقاد و تصحيح همديگر در يك محيط دوستانه اقدام كنيم .

از طرف دیگر اگر تخطی های فردي  رخ می دهد و کسی دچار خطائی می گردد واضح است که این مسئله نیز راه حل خود را دارد، و باید از طرق درست حل شود  و نه به شيوه تهمت و پراكندن تخم اختلاف  و مسموم کردن فضايي كه تا همينجا به شدت بحرانی است . فرد يا مستقل است كه در اين صورت بشكل مستقل با او برخورد بايد كرد و همه تشكلها هم موضع بايد داشته باشند و يا اينكه اين فرد وابسته به يك تشكل است كه خود سازمان مربوطه موظف است پاسخگوي موضع نفراتش باشد و جوابگوي تشكل هاي ديگر .

بنابر این برای شروع و حركت به سمت وحدت  لازم است تا این سم پاشی ها عليه همديگر از بین برود تا در یک محیط سالم بتوانیم تبادل نظر نمائیم.  باید برای این کار دوره ای طی شود و تحولاتی در خود ایجاد کنیم و این جو سالم را به وجود آوریم. چرا كه  تا این جو سالم ایجاد نشود بسیار دشوار خواهد بود که ما حتی وارد بحث و مذاکره در مورد وحدت صفوف  گردیم.

اگر این دوره منفي در رابطه ها خاتمه پیدا کرد ، و کسانی که این نقش منفي را بازي مي كنند  منزوی شوند، در قدم بعدی امکاناتی به وجود خواهد آمد که ما وارد پروسه ای از فعالیت مشترک شویم زيرا وقتي فضاي بي اعتمادي جاي خود را به فضاي اعتماد بدهد ، كار مشترك هم عملي خواهد بود ، مثل تشكيل نهادهاي مشترك كاري حول موضوعات مشخص و .. ما باید وارد یک دوران انتقالی از وضعیت کنونی به مرحله تشكل فراگير  شویم و این دوران انتقالی دورانی ست که ما باید در درون خودمان  یک اتحاد عمل مشخص ایجاد نمائیم.

اتحاد عمل مشخص به این مفهوم است که افراد و سازمانها با حفظ موقعیت خود بدون این که دلیلی به نفي خود و ادغام در ديگري داشته باشند  و یا ضرورتی داشته باشد که اساس نظرات خود را کنار بگذارند ، وارد یک سري از فعالیت های مشترک در ارتباط با موضوعات مشخص در رابطه با داخل و خارج شوند .

 همچنين اين فعاليتهاي مشترك مي تواند در زمينه هاي مختلف نظري هم باشد ، چرا كه وقتي ما بتوانيم در يك عمل مشترك به توافق برسيم يعني در همين زمينه صاحب يك نظر و فكر همسو هم هستيم ، بهمين دليل همين فكر و نظر همسو را مي توانيم مجددا تبديل به يك عمل مادي هم بكنيم و بهمين شكل راه هاي بسته را با گام هاي سنجيده باز كنيم و روز به روز بر تضادهاي موجود غلبه كنيم . طبعا مباحثي نتيجه مند هستند كه برنامه ريزي شده و در جهت همان هدف تنظيم شده باشند و نه مباحث لحظه اي و توليدي  روز . به اين شكل ما در دو بخش نظري و عملي مي توانيم همديگر را هم فعال كنيم و هم كمك كار هم باشيم . واضح است که پس از سپری شدن دوره ای، جذب و دفع واقعي شروع به شكل گيري خواهد كرد . و در اين پروسه خلق ما و عنصر اجتماعي  و فعال آن صداي واقعي تري را خواهد شنيد كه به او و آمالش نزديك تر است ...

قسمت اول قسمت دوم 

Read 3059 times
Rate this item
(0 votes)
Last modified on Sunday, 01 June 2014 21:19

تابعونا :

تويتر  :   فيس بوك    :      قناة الجبهة البث    :    اليوتيوب