اكبرعبدي قرباني دو اكبر تركان و رفسنجاني است : نويسنده ابو محمد المحمراوي

Sunday, 11 October 2015 18:09 Written by  font size decrease font size decrease font size increase font size increase font size

بسیار ساده لوحانه است اگر همه تقصیر را متوجه کسی مثل اکبرعبدی کنیم،اکبرعبدی ترک وهمانند همه ترکها از قربانیان نژادپرستی شؤنيسم فارس بوده وهست،عبدی نه تنها خودش بلكه پدر و جدش ازحقوق ذاتی و اکتسابی محروم، همانند همه غیرفارسها در طول عمرشان یک روز بزبان ملی و مادری که زبان بهتر فهمیدن برای هر ملتی است برخوردار نبودند . قوم مسلط فارس بطور مهندسی شده  اکبرعبدی را مثل میلیونها غیر فارس(عرب و کرد وتورک و بلوچ) ازمهمترین راه تعالی انسانی که همانا تحصیل به زبان اصلی و مادری است محروم وباقصد ریشه کنی هویت ملی غیر فارسها این پروژه غیر انسانی را ۹۰سال پی گیری کرده وبموازات آن راه آسیمیلاسیون غیر فارسها را بطور هدفمند دنبال کرده، دروازه بهتر فهمیدن را بروی غیرفارسها را بسته اند، پروژه وحشیانه بقصد نابودی هویت ملی سرزمینی و فرهنگی غیر فارسها را رضا پهلوی و فرزندش محمدرضا آغاز و باتوجه به اینکه زنده ماندن هویت ملی هر ملتی در گرو زنده ماندن زبان آن ملت است و تنها راه حفاظت از آن درس خواندن از اول ابتدایی  تا دانشگاهی و با زبان اصلی است و نه زبان مهاجم ، اما پهلوی اول و دوم  با غصب سرزمینی و تحمیل زبان فارسی به غیر فارسها، جنایت خویش را در باب فرهنگ زدایی علیه تورک و کورد و عرب آغازو تا کنون ادامه دارد..

پس از سقوط شاه در سال ۱۹۷۹جمهوری نژادپرست با لفافه اسلامی پروژ پهلویها را برای  نابودی هویت ملی غیر فارسها و با چاشنی شیعی و همراه با خونریزی و سرکوب  با اکبرهای زیادی منجمله اکبررفسنجانی،اکبرگنجی،اکبرولایتی و اکبر ترکان و... ادامه داده ومی دهد.حال،سزاوار بنظر نمی رسد که  چهار اکبر آمر و مباشر در سرکوب و قتل را رها کرده ، همه تقصیر را بگردن  فردی بی تربیت بنام  اکبر عبدی که در دام طرح  مهندسی شده برای توهین به ملت عرب افتاده  بیندازیم . خاصتا وقتی که عناصری عرب ،محمدرضا رحیمی و رمضان زاده کورد و فلان وزیر تورک را دست در دست اکبرهای رژیم وسلطه می بینم.

 وقتی  اکبر ترکان  در دولت روحانی پا را فراتر از بخشنامه محرمانه  ابطحی گذاشته،عملا وعلنا توطئه سلب زمین و نخلستانهای عربها را با پول و ثروت غصب شده ازنفت شان دنبال می کند، وقتی توهین و تحقیر ۹۰ساله غیر فارسها و منجمله عربها را در غصب سرزمین و ذخایرشان مجسم می کنیم از حقوق اولیه و اساسی محروم می بینم، باید محرومیت از تحصیل به زبان مادری آنهم با عمری قریب یک قرن  را توهین و تحقیر  بدانیم و آنرا عملی وحشیانه و نژادپرستانه دانسته و برای رسیدن به چنین حقی نباید سوراخ دعا را گم کرده، یخه  اکبر رفسنجانی و اکبر ترکان، و دو اکبر دیگ(گنجی و ولایتی)را رها کنیم و گریبان فلاکت زاده بی تربیتی مثل اکبرعبدی را بچسبیم، این همان سوراخ دعا گم کردن است.

.  باید طرح ریشه  کنی و نابودی عملی هویت ملی وزبانی غیر فارسها را در کلیدورهای مصلحت نظام فارسها و شورای امنیت ملی مختص فارسها  و در پستوهای ساختمانهای عریض و طویل ریاست و وزارت و نامه های محرمانه  طهران جستجو کرد،و ما بقی چنین توطئه اي هايي كه هويت ملي غير فارسها را نشانه گرفته را در اساسنامه و مرام نامه های جبهه ملی و پان ایرانیستها و... نه در سخنان وقیح اکبر عبدی که خود از قربانیان توهین نژادپرستی است جستجو کردو نه در توهین یک بازیچه دلقک اسیر که محدود به گفتن است.

 وقتی شرکای جرم و جنایت بعضی ازغیر فارسها را علیه مردمشان دیده و می بینیم  بجای ملامت کردن اضافی اکبرعبدی ها و دیگر قربانیان توحش نژادپرستی باید دنبال راهی اصولی برای بیدار کردن اکبرعبدی ها ازخواب غفلت  باشیم، تا راه نفس کشیدن کوردلان را بر نژادپرستان عرب و ترک ستیز و... که از لوله های آسیمیلاسیون و آسمیله شده ها می گذرد قطع نموده وبا گسترش فهم حقوقی غیر فارسها نژادپرستی را زمین گیر و خنثی کنیم.

اکبر عبدی که در قرن ۲۱بعنوان یکی از۳۰ملیون تورک استخوان هویت ملی و زبانیش زیر حرمان از حقوق ذاتی و اکتسابی خورد شده و علی رغم گسترش ارتباطات هنوز از حقوق شهروندی خود و ملت تورک اطلاعی نداشته و ندارد وی که  براحتی  تبدیل به عروسکی برای  توهین به امت عرب  شده تا با هزینه کردن خود و دخترش فارسهای مقیم طهران را بخنداند، فارسهایی که فرزندانشان درزندان کهریزک زیر تجاوز جنسی از بین رفتند، یا در اوین و گوهردشت در یک هفته ۴۷۰۰نفرشان را با یک خیر یا بله اعدام و در قبر جمعی و بی نشان  خاوران مدفون کردند، یا در همسایگی شان قتلهای زنجیره ای انجام دادند،عده ای هم دخترانشان در هتلهای دبی العرب  پرسه می زنند و در قبال این همه ذلت و خواری  ککشان نمی گزد، قطعا نه تنها  ملت بزرگ عرب بلکه همه دنیا  از چنین قشری از فارسهای لاابالی و بی قید و نژادپرست توقع توهین داشته و دارند، قشری که با قیافه های غلط انداز کروات بسته که  برای سخنان سخیف هالو و باکوبه ای کف و هورا و برای توهین اکبرعبدی با انگیزه عرب ستیزی بخندند تا بزعم خویش دردی از شکست را جبران کنند ،دوراز انتظار ما عربها نبوده و نیست که  فارسهای لاابالی وغرق در پست اندیشگی و نژاد پرستی وقتی بی تربیتی خانوادگی خود را در الگوی گفتاری  اکبر عبدی و شعر بی ادبانه هالو و مصطفی باکوبه ای را متجلی بینند بخوبی می دانیم که با کف و خنده ممتدد عقده گشایی گشایی می کنند .

 فارسهای عرب ستیز و بی فرهنگ آنقدر بی سواد  و از شناخت حقوق خود  ودیگران عاجز و از قافله متمدن جهان عقب  مانده و در منجلاق انحطاط اخلاقی  فرو رفته اند که عرب ستیزی را چون ارثی گرانبها نسل به نسل به همدیگر منتقل و ترویج می کنند،هر روز بدتر از دیروزند،نه اهل تمدن و پیشرفت هستند و نه چشم دیذن پیشرفت دیگران را دارند.مردمی که پنجاه سال پیش شاه را کمر بسته امام رضا می پنداشتن، در صبح  یک روز از مرداد سال  ۱۳۳۲مرگ برشاه ودرود بر مصدق گفتند و عصر همان روزمرگ بر مصدق و درود برشا ه گفتند، خمینی را در ماه دیدند و عاقبت دین و مذهب،نماز و روزه را در دیگهای نذری پخته وآویزان به پنجره امازاده ها شدند از چاه جمکران عبادتگاه ساخته،بجای داشتن دانشگاه و بیمارستان کافی ۱۲۰۰۰امامزاده ساختند.

ای کاش نژادپرستان فارس بجای  وقت و انرژی زیادی که صرف عمل غیر انسانی  و در راه عرب ستیزی هدر می دادند رحم و مروتی برای خود قائل شده، وقتی را برای خواندن توافق هسته ای ژنو و وین می گذاشتند تا بدانند فریادهای حنجره پاره کن ((انرژی هسته اي حق مسلم ماست))آنهم پس ازهزینه ۲۰۰میلیارد دلاری و اختلاسهای چند صد هزار میلیاردی آنهم  بدون اینکه کشش بدهند چگونه و با چه ذلت و خواری برباد رفت !! نه آنکه توافق ژنو  را نخوانده رژیم شان آنان را با هیاهو و با جنگ زرگری عده ای را سرگرم اعتراض به دست دادن ظریف با اوباما کرده وعده ای دیگر را سرگرم تایید و به به گفتن دست دادن ظریف با شیطان بزرگ کرده ، هردو گروه از ایرانیها بدون اینکه بدانند که دست اوباما با جان کیری فرقی ندارد همه ایرانیها داخل و خارج را  دنبال نخود سیاه فرستادند،تردیدی نیست ایرانیهایی که رئيس جمهورشان يك روز پس از انتخابش آنان را  خس و خاشاک خواند و امام جمعه شان آنان را بز و بزغاله خطاب کرده و با کف و صلوات از توهین و تحقیر مسرور شدند، حتما ازتوهین کردن برنامه ربزی شده یک دلقک وقیح و بی تربیت به مردم عرب و اهل مکه مکرمه  شاد شده و ابائي از تشویق بی شرمانه دلقک ندارند،حتي اگر در تلویزیون رسمي و به قيمت رسوايي ايران و ايراني در جهان باشد،زیرا در منش آنها اخلاق و انسانیت مهم نیست، بلکه توهين به ملت عرب برای عقده گشایی مهم است ولو بقیمت تخلیه فاضل آب  به سر و روی  پایتخت ایران ها باشد. 

ملت عرب آنقدرسعه صدر دارند که نه تنها زیادی به  توهین و تحقیر اکبر عبدی اهمیت نمی دهند، بلکه از خدا می خواهند تا هیچ زمانی دختر مکه رفته اکبرعبدی  سرازهتلهای دبی عرب در نیاورد و اگر بار دیگر گذرش به عربستان خورد لااقل مثل اکبروزنش عفت و فائزه رفسنجاني ميهمان خانه شخصی ملك عبدالله یا ملک سلمان شده و با هداياي خوبي به طهران برگردد و یا مثل وزیر سابق کابینه محمد خاتمی هزینه خرج تحصیل پسرش در انگلستان را ازعربستان  گدایی کند اما مثل وی پشت پا نزند. مردم عرب احواز زیادی از اکبرعبدی گلایه ندارند زیرا عربها مثل ترکها،کردها، بلوچها و....توهین و تحقیر را در غصب و تضییع حقوق ملی وهویتی خود می بینند،حقوقی که قوم مسلط فارس  بیش از ۹۰سال است آنرا زیر پا گذاشته  و حاکمان طهران در چنین پست زمینه ای و بنا به تایید اکثریت قریب به اتفاق فارسها  اهداف مهندسی شده را دنبال وعملی کرده است.

رژیم  برای هر انتخاباتی کلاهی نو بافته و برسر مردم می گذارد، یک بار باشگرد گفتگوی بی تمدن  محمد خاتمی و باری دگر با کلید بنفش حسن روحانی و قولهای سرخرمنی او و کاندیدهای مجلس کذایی اما  با توجه به تجربه ۳۷سال دروغ و نیرنگ رژیم و قسم دروغین ۱۱رئيس جمهوربسیار بعید است که غیر فارسها خصوصا عربها اجازه دهند که با سواری خوردن  قاتلان نژادپرست بر احساسات وعواطف و با کلاهبرداری هایی از قبیل چفیه و عباء پوشیدن عربی کاندیدها کلاهی دیگر بر سرشان گذاشته شود، بیداری حقوقی جوانان عرب احوازی و شناخت کامل آنان از ابعاد حقوق ملی و فرهنگی خویش هرگز به رژیم و احزاب چپ و راست اپوزسیون ایرانی اجازه نخواهند داد تا با بکار گیری آنسیمیله شده های هویت باخته عرب داخل و خارج  مردم عرب را به بیراه دیگری بکشانند.

تجربه ۵۰سال در رژیم پهلوی و ۳۷سال بعدش و سوزاندن چندین نسل در جهوری اسلامی و رفتن عرب السانهای وفادار به  رژیم ومجلس فرمایشی، سوگند دروغین ۱۱رئيس جمهور براي اجراي قانون اساسي که همچنان از ماده ١٥ و ١٩ ق بی اساس آن که فقط برای استفاده ابزاری و تبلیغات وکلاهبرداری انتخاباتی بیاد آورده و پس از‌آن کاغذ پیچ شده شافت بایگانی خود فروخته های غیر فارس می کنند .حال وقت  آن رسیده تا  نخبگان و جوانان عرب، کرد وترک آستین بالا زده با تسریع در آگاهی دادن و گسترش دامنه فهم حقوقی دربین دهها میلیون غیرفارس از انسیمیلاسیون اکبرواصغرهای  ترک،کورد و بلوچ و.. جلوگیری کرده،بیش از این اجازه ندهند هویت ملی غیرفارس ها  در قصاب خانه  نژادپرستان فارس سلاخی و بدست آنسیمیله شدگان کارخانه آنسیمیلاسیون رژیم یا اپوزسیون بتحلیل رفته و نابود شود.                                      

آگاهی دهید  تا از تکرار همان آش و همان کاسه جلوگیری نمایید.

 مهمترین راه جلوگیری ازتضییع  حقوق ملی و هویت فرهنگی تسریع در بسط آگاهی حقوق و ترسیخ حق تعیین سرنوشت در جامعه غیر فارسها  است که دست رژیم را در سرکوب و اعدام می بندد، جوانان غیور عرب، تورک، کورد و بلوچ بیش از این اجازه ندهند که با جرم تراشی از حق تعیین سرنوشت با عنوان تجزیه طلبی روزی به چوبه دار پهلویها و روزی با جرثقیل رژیم و بعید نیست که بعدش بداربست مجاهدین و کمونیسم و فروعشان اویزان نشوند و گردش کار فقط محدود به  پالون عوض کردن حکام طهران باشد، غیر فارسها نباید اسیر وقت سوزی رژیم و اپوزسیون شوند، هرگز با تصور مرگ فقط برای همسایه خوب است کاری ازپیش نمی رود، کورد، تورک و عرب، بلوچ و ترکمن  سوراخ دعا را گم نکنند و از دام رژیم به دام  ایوزسیون نژادپرست و کلاه برداران احزاب خارج از ملت خویش نیفتند.

باید یاداوری کرد که اپوزسیون با انگیزه های نژادپرستانه پنهان و نیم سوزهمچنان در حال توطئه چینی دو مرحله ای  بموازت هم در بین غیر فارسها بوده و هست، ابتداء با سوء استفاده از هر روزنه اي براي ایجاد فتنه درون ملتي بين احزاب و تشكلهاي داخلي يك ملت( عرب عليه عرب و كورد عليه كورد و...) و بموازات آن جدا كردن و تفرقه اندازي بين ملل غير فارس (كرد عليه تورك ولر عليه عرب) است. براي خنثي سازي اين توطئه راه مبارزاتي  را بايد با آگاهی دادن و افشای نژادپرستان بیمه کردو نباید وقت آگاهی رسانی حقوقی و دقایق و ساعات گرانبهاء و نعمت انترنت و فیس بوک و وات ساب را هزینه  جواب گویی انحطاط  و بی عفتی و انحطاط خلاقی گفته های  هالو، مصطفی  باکوبه ای و اکبر عبدی کرد.

امر مهمی که توجه به آن لازم است آن است که غیر فارسها نباید فقط  نظاره گرحبس و شکنجه و اعدام همدیگر بدست رژیم باشند و در جانب دیگر هم  نباید در قبال فتنه انگیزی احزاب اپوزسیون و نفاق افکنی های بین غیر فارسها قلم بسته و مکتوم الفم باشند،تحت هیچ شرایط زمانی و مکانی نباید نسبت به نابودی زبان و هویت ملی خویش بی تفاوت شده و اجازه ندهیم تاریخ و از جمله نام تاریخی سرزمینی واسم شهرهای ما آنهم در حضورمان تغییر و با نام جعلی گفته شود، قطعا سکوت ما در برابر چنین  ظلمی جفا  به مردم خویش و  حکایت از تخاذل دارد .یقینا  بی تفاوتیها و سکوت در قبال حقانیت تفسیری بغیر از تخاذل ندارد، همراهی ذلیل گونه با اپوزسیون نژادپرست نه تنها منجر به باز تولید  عبدی ها می شود بلکه گهواره ای برای خائن پروری آینده شده و می شود.

د.

پس همت کنیم و با استفاده دقیق ازنعمت تکنولوژی و سرعت اطلاع رسانی درهمه ابعاد ادای دین نموده و برای نجات هویت ملی و سرزمینی ملت خویش اقدام نماییم یادمان باشد که به هیچ احدی اجازه تحریف  و تفسیر معانی اعلامیه جهانی حقوق بشر وملحقاتش را ندهیم، زیرا  اخیرا مشاهده شده که عناصری از اپوزسیون بعنواین مختلف عدم اجرای بعضی مواد اعلامیه جهانی حقوق بشر را برای مقطعی  توجیه و همانند اسلافشان به غیر فارسها قول سرخرمن می دهند، تا پس از تغییررژیم حضرات یا قیچی کردن باقی مانده زبان گویشی غیر فارسها آخرین میخ را بر تابوت هویت ملی و فرهنگی عرب و تورک و کورد و بلوچ و...کوبیده و به ریش همه بخندند.

برای کوتاه کردن راهی که غیر فارسها نودسال آن را زیر سرکوب و شکنجه، اعدام و یا در زندان و زیرطغیان نژادپرستان قوم مسلط  گذرانده اند  می بایست به موازات موارد فوق به بررسی علت و اسباب طولاني شدن واستمرارغاصبانه قریب یک قرن  سلطه انسان ستیز  را مورد بررسی قرار داده، پس از افشاء در نقطه كور كنند.شك نكنيد كه يكي از علل استمرار چنین وضع مهلکی همان کوتاهی و مجامله غیر فارسها خاصتا وابستگان به احزاب چپ و راست و اسلامی و غیر اسلامی با مرکزیت  نژادپرستان و  آنهم بحساب حقوق ملی و هویت فرهنگی  غیر فارسها ادامه داشته و دارد. ت

در حالی که در همه جهان متمدن حقوق  ذاتی و اساسی را فراتر از وابستگی حزبی،دینی و مذهبی می دانند، متاسفانه عده زیادی از غیر فارسها با ذوب شدن در جناحها و احزاب چپ و راست در بیان شفاف مطالبات کامل و بی نقص حقوق ملی و فرهنگی ، سیاسی و مدنی ملت عرب، کورد،تورک و بلوچ و ...دوچار لکنت زبان می شوند، آیا مجاملات  واحترام بی مقابل ۹۰ساله حاصلی بغیر از تجری و تجنی بیشتر غاصب و نژادپرستان داشته است؟ 

  ترسيدن و ترساندن از كلمه تجزيه و تجزيه طلبي( که در واقع حقی از حقوق است ونه جرمی از جرائم ) کار عرب ستیزانی و  لباس مجرمانه  ان دست دوزهمان نژادپرستان است  که از آن  چوبه دار و جرثقیل و تیرو تفنگ  تهیه و با آن جوانان عرب و کورد و... را اعدام و سربنیست کرده و میکنند .نژادپرستان با جرم و تجریم جلوه دادن تجزیه طلبی و کتمان حقانیت آن عده زیادی از غیر فارس را بدام  چنین اتهام سازی و جرم تراشی انداخته و از تجزیه طلبی که همانا حق تعیین سرنوشت است نه تنها در حد  اتهام سازی بلکه جرمی نابخشودنی تراشیده تجزیه طلب را مهدور الدم  ، حکم  قتل  غیرفارسها را تحت چنین عنوانی صادرودرخواست کنند گان  حق تعیین سرنوشت را در امتداد بیش از ۹۰سال است ادامه داده و خون غیر فارسها را مباح دانسته اند .

 رژیم  پهلوی مقبور و فعلی با استناد به چنین پست زمینه هایی  که از آثارش آنسيميلگی و هویت باختگی است توانستند غیر فارسهای ذوب شده در احزاب چپ و راست  را بنفع  قوم مسلط  بکار گیرند، تا به ظلم و جنایت علیه غیر فارسها ادامه داده و به نوبت مریدانی را بین  غیر فارسها پرورش دهند والی در دنیای مبتنی بر انسانیت و حقوق بشر که مرد و زن  و فرزند را در هر زمان که ادامه زندگی مشترک را در کنار هم  سخت و طاقت فرسا ببینند راسا حق جدایی از قافله  خانواده را برسمیت شناخته، در دنیایی که دفاع از حقوق حیوانات و جلوگیری از انقراض آنها وظیفه انسانی است، بنظر مضحک است که خواسته اساسی  و حق تعیین سرنوشت میلیونها عرب و تورک و کورد و بلوچ  را زیر عنوان  تجزیه طلبی سرکوب ودفاع مشروع از چنین حق مسلمی  را تحت عنوان رادیکال و تندروی زیر سوال برده ، اساس حقانیت و حق تعیین سرنوشت و دفاع مشروع از چنین حق را برسمیت شناخته شده را دچار خدشه کرد تا مبادا هم حزبیها و همفکران و دوستان قدیمی غرق  نژادپرستی را برنجانند.

 

 

Read 1181 times
Rate this item
(0 votes)
Last modified on Sunday, 11 October 2015 18:14

تابعونا :

تويتر  :   فيس بوك    :      قناة الجبهة البث    :    اليوتيوب